تبلیغات
.::** فـــرماندهان عـــــرصه اخــــلاص **::.
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
ÒíÇÑÊ ÚÇÔæÑÇ
امام خمینی (ره)
امام خمینی
تاریخ روز
تاریخ روز
شـــعــار ســــال 1394
دولت و ملت ، همدلی و هم زبانی
منوی اصلی
همراهان مجازی
فرمانده گردان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • کل بازدیدها : 1
  • تعداد کل مطالب :
بی سیم شخصی پایگاه
تماس با ما
پیامکی از عرش
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
کلام وحی

قرآن قرائت


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تفسیر قرآن


قرآن ترجمه

نهج البلاغه

نهج البلاغه

صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه-متنی


صحیفه سجادیه- صوتی

آثار امام خمینی(ره)
مجـــله وبـــــلاگ
همسنگران
مطالب سنگر
افکار سنجی
باعرض سلام.ازنظرشماکدام یک ازمطالب دفاع مقدس که درزیرنام برده شده اند،جالب ترند؟












ÏÚÇí ÚÙã ÇáÈáÇ
امام خامنه ای
امام خامنه ای
نوای مردان مخلص

فرماندهان عرصه اخلاص

بسم رب اشهداءوالصدیقین این وبلاگ قدمگاه آلاله های پرپرگشته کربلای ایران است.اینک مابافکری مدبرانه اندکی ازخاطرات ووصیت نامه های این کبوتران عاشق رادراین وبلاگ به میدان آورده ایم تاشمانیزدرمکانی که آن سربازان خمینی بتشکن قدم نهادندپاگذاریدوازفیوضات آنهاکه مشهرشهرخودهستند بهره مندگردید.به امیدروزی که درمسیراین بهادران زمان قدم گذاریم.اللهم عجل لولیک الفرج.
تفحص

مشخصات مدیر وبلاگ
رساله مراجع تقلید


امام خمینی


مقام معظم رهبری


آیت الله مکارم شیرازی


آیت الله العظمی بهجت(ره)


سایر رساله ها


نگارخانه دفاع مقدس
کتب شهید مطهری
بازدید مجازی از بیت امام
نماهنـــــــــــگ
پخش زنده شبکه های تویزیونی و رادیویی
مطالب خواندنی
شبکه اخلاص
ایستگاه کمک به شهدا
کلام ولــــــی امر(فیلم)
پوستر و بنر صلواتی
شهدای هسته ای
گالری تصاویر
کمک درسی اول متوسطه
آرشیو مطالب
ارسال شده در سه شنبه 1393/05/28 ساعت 01:20 توسط محسن طاهری امیری


نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان


امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

دنیا به منزله نقشى است كه سر او كبر و چشمش حرص و گوشش طمع و زبانش ریا

و دستش شهوت و قدمش عجب و قلبش غفلت و بى‏ خــبرى و رنگـش فنا و حاصــل و

آخرش از دست رفتن است.

تخصیص هركدام از این صفات خبیثه به عضوى از اعـــــضا بى‏ علت نیست.

چون سر، محل قواى ظاهره و باطنه است و باطنش مركز بسیارى از امور، از جمله

تخیّل است و خیالات مخالف واقع منشأ كبر و تكبر است، از این جهت كبر را به ســر

نسبت داده است.

و منشأ حرص غالباً چشم است، با چشم احوال كسانى كه به حسب دنیا بر او زیـــادتى

دارند مى‏بیند و ملاحظه مى‏كند كه در خوراك و پوشاك و مســكن بســـیارى افراد بـــر او

مقدمند، به تدریج حال و هواى مثل آنان شدن در او زنده مى‏شود و همین حركت او را به

حرص بر دنیا دچار می‏سازد.

                                   بقیه در ادامه مطلب ....

در اینجا است كه شریعت مقدسه به انسان مى‏گوید: در مراتب دنیایى پست‏تر از خود را ببین، تا شاكر گردى و در مراتب آخرتى بالاتر از خود را ببین تا حالت حرصت، جهت مثبت بگیرد.

و چون طمع، اكثر اوقات از گوش ناشى مى‏شود، مثل شنیدن این كه فلان كس كریم است و عطایاى او به اكثر مردم رسیده و مى‏رسد و رد سائل نمى‏كند، او نیز به شنیدن این خبر، رغبت دیدن او مى‏كند و در مقام تلاش تحصیل آشنایى او مى‏شود و رفته رفته از اهل طمع مى‏شود، از این جهت طمع را نسبت به گوش مى‏دهد.

و چون ریا، اعلام عمل خیر به غیرست و این اعلام تحقق پیدا نمى‏كند مگر به زبان، ریا را به زبان نسبت داده است.

و چون اصل و عمده خواهش‏هاى دنیوى متعلق است، به اخذ و تناول و پس از مصرف كردن منشعب به لذات دیگر مى‏شود، مثل خوردن و آشامیدن و پوشیدن و شهوت راندن، از این جهت شهوت را به دست نسبت داده است. و چون عجب و بزرگ‏بینى متعلق است به محسوسات و به عبارت دیگر: چون ظهور عجب اكثراً در حركات است، از این جهت عجب را به پا نسبت داد، مسئله قلب و غفلت آن و فناپذیرى دنیا و زوال آن نیز مسائل روشنى است كه نیاز به توضیح فوق العاده ندارد.

 

چهره دنیا

گاهى گفته مى‏شود دنیا و منظور آن عبارت است از: نظام شگفت‏انگیز موجودات ارضى و سمایى اعم از جمادات و نباتات و آنچه كه هست، بدون ملاحظه رابطه انسان با این نظام، در این صورت درباره دنیا هیچ بحثى نیست كه در این مرحله براى دنیا نه رنگ تصدیق هست نه جهت تكذیب.

و گاهى گفته مى‏شود، دنیا و در این مرحله رابطه انسان با آن لحاظ مى‏شود، در اینجا باید چهره دنیا را بر اساس رابطه انسان با آن به دو صورت ترسیم كرد، چنانچه آیات قرآن مجید و روایات اصیل اسلامى بر این مسئله دلالت دارد.

اگر رابطه انسان با دنیا بر مبناى قواعد الهى باشد، یعنى راه تحصیل و خرجش، هماهنگ با قواعد عالى اسلام صورت گیرد، بدون شك این گونه رابطه با دنیا، رابطه‏اى است خدایى و به عبارت دیگر: این چهره از دنیا خیر محض و سازنده آخرتى آباد است و این‏گونه دنیا و آخرت همان دنیا و آخرتى است كه تمام انبیا براى برپا كردن آن مبعوث به رسالت شده‏اند و پیامبر عزیز اسلام صلى الله علیه و آله مكرر در مجالس مكه، به مردم گوشزد كردند:

إنّی قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَیْرِ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ «1».

به درستى كه من براى رساندن خیر دنیا و آخرت به شما آمده‏ام.

و اگر رابطه انسان با دنیا بر اساس خواسته‏ها و امیال و غرائز و شهوات آزاد باشد و براى تحصیل و خرجش، هیچ حقى از هیچ كسى ملاحظه نشود، البته این گونه دنیا شرّ محض و مخرّب آخرت است و آیات كتب آسمانى به خصوص قرآن مجید و همه انبیا وائمه علیهم السلام از این شكل رابطه، منع كرده‏اند.

رابطه با مقام دنیایى اگر رابطه یوسفى و سلیمانى و امیرالمؤمنینى است، این رابطه خیر و خیر ساز و مقدمه‏اى براى رسیدن به نعیم آخرت است، چرا كه در این رابطه شخص رابط از مقام و قدرتش براى استقرار حق و فرهنگ حق و پاسخ به دادخواهى مظلوم استفاده مى‏كند.

و اگر رابطه با مقام دنیایى رابطه فرعونى و نمرودى و یزیدى و.. است، این رابطه شرّ و شرساز است و حاصلى جز رساندن انسان به عذاب ابدى آخرت‏ ندارد، چرا كه در این نوع رابطه حق مطرح نیست، بلكه نابودى و پایمال كردن حق و حقیقت مطرح است، در ارتباط با علم و مال و منال هم این دو صورت مطرح است.

 

رابطه دنیایى در نهج البلاغة

حضرت على علیه السلام در «نهج البلاغة» این دو شكل رابطه را این گونه ترسیم مى‏نمایند:

وَإنَّما الدُّنْیا مُنْتَهَى بَصَرِ الْأعْمى‏، لا یُبْصِرُ مِمّا وَراءَها شَیْئاً وَالْبَصیرُ یَنْفُذُها بَصَرُهُ وَیَعْلَمُ أنَّ الدّارَ وَراءَها، فَالْبَصیرُ مِنْها شاخِصٌ وَالْأعْمى‏ إلَیْها شاخِصٌ، وَالْبَصیرُ مِنْها مُتَزَوِّدٌ وَالْأعْمى‏ لَها مُتَزَوِّدٌ «2».

دنیا در نظر كور دلان آخرین مرز آفرینش است كه فراسوى آن چیزى نمى‏بیند، به همین خاطر تمام همّتش و ماهیت و وجودش و حیثیّت و هویّتش، خرج آن مى‏گردد و پس از به دست آوردن آن، ناگهان از دست داده و با دست تهى از دنیا مى‏رود، اما روشن دل و انسان بصیر و بینا دیده‏اش را به حقیقت باز مى‏كند و آن را مى‏بیند و مى‏یابد كه پس از آن جهان دیگرى است، چرا كه نظام عالى علم و به خصوص وضع حیات انسان اقتضا دارد كه حتماً و بدون شك پس از این دنیا دنیایى دیگر براى رسیدن به نتیجه اعمال باشد.

بینا، به وسیله بندگى و طاعت و ترك معصیت از افتادن به دام دنیا مى‏گریزد و نابینا، با ترك طاعت و آلوده شدن به گناه، دچار اسارت این خانه فریبنده مى‏گردد.

شخص بینا، براى آینده‏اش از دنیا توشه مى‏گیرد و نابیناى بدبخت تمام وجودش را براى فراهم كردن توشه، براى دنیا خرج مى‏كند و به عبارت دیگر: دنیا برده بینا و حاكم و مولاى نابیناست.

رابطه بینا با دنیا براساس عفاف و كفاف و انفاق و رابطه نابینا و كور دل با دنیا بر مبناى حرص و طمع و بخل است و این دنیا كجا و آن كجا كه در این مرحله، دنیا هلاك كننده و در آن مرحله، دنیا سازنده و پرداخت كننده است.

اگر دنیا و شؤونش را فقط و فقط به خاطر حضرت حق بخواهید، نه طاعتى از دست مى‏رود و نه به گناهى از گناهان كبیره، آلوده مى‏گردید.

تمام بدبختى‏هاى انسان در این دنیا با دست خودش فراهم مى‏گردد و آن هم محصول رابطه غلط او با دنیاست، این دنیا همان دنیایى است كه انبیا و ائمه علیهم السلام در آن زندگى كردند و هر یك به سهم خود از آن بهره‏بردارى نمودند، از خوراك و مسكن و پوشاك و مقامش و سایر شؤون آن استفاده كردند و سپس با كمال عزت و با كوله‏بارى از فیض و رحمت حضرت حق به سوى عالم بقا شتافتند، بیایید شما هم با این دنیا همانند انبیا و ائمه، رابطه برقرار كنید، با مال و منالش و جاه و مقامش و زر و زیورش و زن و فرزندش همسان با آن بزرگواران عمل كنید، تا هم در این دنیا و هم در آن دنیا از عمر و از حركات و اعمال و اخلاق خود بهره‏مند شوید.

 

اى كه خواهى ره برى در كوى دوست‏

 

جز محبت نیست راهى سوى دوست‏

عقل را نشناخت كس بر آستان‏

 

عشق باشد پاسبان كوى دوست‏

آنچه موسى یافت در آن نیمه شب‏

 

یافت دل در حلقه گیسوى دوست‏

چون به خونم دوست بازو رنجه كرد

 

بوسه باید داد بر بازوى دوست‏

یار خواهى دل بنه بر جور یار

 

دوست خواهى صبر كن با خوى‏دوست‏

فرخ آن پیكى كه آید زان دیار

 

روشن آن چشمى كه بیند روى دوست‏

     

بر طواف كعبه رو آرند خلق‏

 

كعبه ما هست طوف كوى دوست‏

جاودان كس را بقا نبود هما

 

جز كسى كاو زنده شد از بوى دوست‏

     

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

(1)- الأمالى، طوسى: 581، حدیث 1206؛ بحار الأنوار: 38/ 223، باب 65، حدیث 24.

(2)- نهج البلاغة: خطبه 133؛ غرر الحكم: 132، حدیث 2277.

 

 

 

 مطالب فوق برگرفته شده از 

کتاب : عرفان اسلامی جلد هشتم